شمس الدين حافظ
12
ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )
نويسندگان و گويندگان نيز ابهام بيان حافظ را بزرگ داشتهاند و چون دربارهاش زياد بحث شده من تكرار نمىكنم . از خصوصيّات ديگر زبان حافظ شورآفرينى آن است . شعر حافظ شعرى پرشور است و شورانگيز . با اينكه در برخى از اشكالش كه شايد صبغهء غالب هم داشته باشد ، شعر رخوت و بىحالى است ، امّا شعر حافظ شعر شورانگيز و شورآفرين است . سُخن درست بگويم نمىتوانم ديد * كه مى خورند حريفان و من نظاره كنم در نمازم خم ابروى تو با ياد آمد * حالتى رفت كه محراب به فرياد آمد ما در پياله عكس رُخ يار ديدهايم * اى بىخبر ز لذّت شرب مدام ما حاشا كه من به موسم گل ترك مىكنم * من لاف عقل مىزنم اين كار كى كنم اين اشعار ، سراسر شعر و حركت و هيجان است و هيچ شباهتى به شعر يك انسان بىحال افتاده و تارك دنيا ندارد . همين شعر معروفى كه اوّل ديوان حافظ است و سرآغاز ديوان او نيز مىباشد : الا يا ايّها السّاقى ادر كاسا و ناولها * كه عشق آسان نمود اوّل ولى افتاد مشكلها